حسینیه مشهد شیرخندیها در حال تعمیر

 حسینیه مشهد شیرخندیها در حال تعمیر

بسم الله الرحمن الرحیم

از زمانی که حسینیه شیرخندیها در مشهد مقدس خریداری شده هرساله برای اینکه دهه آخر صفر بتوانیم از زوار امام هشتم ع و هیئت عزاداری شیرخند بهتر پذیرایی کنیم یک سری بنایی هایی در حد توان انجام میدادیم.این تعمیرات بر حسب نیازی که از سال قبل احساس میشده  انجام می گرفت.بنای این ساختمان از ابتدا برای حسینیه ساخته نشده و کارگاه صنعتی بوده. پس تا زمانی که این بنا تبدیل به یک حسینیه در حد قبول بشه نیاز است که تعمیرات و بنایی داشته باشیم.امسال هم مثل سالهای گذشته در حسینیه تعمیرات داریم ولی تعمیرات امسال با سالهای گذشته تفاوت میکند. مخارج خیلی بیشتر و زمان بیشتری نیاز است.

در تعمیرات امسال بنا داریم دو سرویس بهداشتی زنانه و مردانه جدا از همدیگر درست کنیم.وسعت زیربنای سالن زنانه را به اندازه سالن مردانه برسانیم.آشپزخانه را بزرگ کنیم.ورودی ساختمان را وسعت بیشتری بدهیم تا هنگام ورود و خروج همزمان آقایان و خانم ها مشکل نداشته باشیم.جا کفشی زنانه جدا بشه.

با توجه به وسعت بنایی امسال نیاز به بودجه زیادی هم هست. دست طلب یاری به طرف خیران را داریم.خیران محترمی که تمایل کمک به این امر خداپسندانه را دارند میتوانند کمک های نقدی خود را به شماره حساب هیئت واریز کنند.

شماره حسابها

 

1 - کارت بانک ملی

 

6037991878136096

به نام هیئت چهارده معصوم(ع)

 

(مسعودی ـ اشرفی)

 

2 -حساب سیبای ملی

 

 

۰۲۰۰۷۵۵۷۴۰۰۰۶

 

سیبا بانک ملی

 

به نام هیئت چهارده معصوم(ع)

 

(مسعودی ـ اشرفی)

 

حسینیه ای درخور شأن   

در دو سال گذشته بزرگانی به اعضای هیئت امناء گفتند: شما این ساختمان را بفروشید و یک زمین یا ساختمانی کلنگی در محله ای بهتر از این مکان و نزدیکتر به حرم مطهر بخرید تا ما هم کمک کنیم و حسینیه ای در خور شأن شیرخندیها بسازید.پیشنهاد خیلی خوبی است و جای تقدیر و تشکر از آن بزرگان را دارد ولی باید بگویم اگر ما توان خرید نصف زیر بنای کنونی که در دو طبقه حدود 300 متر مربع است را نزدیکتر به حرم مطهر یعنی بالاتر از صد متری داشتیم حتما این کار را می کردیم.انجام این پیشنهاد خیلی سخته و ریسک بزرگی است.ولی به نظر شخصی من  میشود خیرانی که میخواهند کمک به ساخت حسینیه ای بهتر و نزدیکتر به حرم مطهر بکنند زمینی تهیه کنند و ساختمان را تا حد پایان سفت کاری برسانند بعد حسینیه کنونی هم بفروش برسد و خرج نازک کاری شود.

مراسم سنتی علم بندان به روایت تصویر

 مراسم سنتی علم بندان به روایت تصویر

این مراسم سنتی هرساله روز هفتم محرم بعد از ظهر انجام میشود.

مراسم حیدر علی شیرخند سال 1386

 مراسم حیدر علی شیرخند سال1386

 

برای دیدن کلیپ بر روی لینک کلیک بفرمایید.

https://www.4shared.com/video/zxGkGNCGba/____1386.html

در این فیلم تعدادی از عزاداران حسینی دیگر در بین ما نیستند و به رحمت ایزدی پیوستند.جا دارد با فاتحه ای یادشان را گرامی بداریم.

شبیه خوانی سال 1386 شیرخند

 تصاویری از شبیه خوانی سال 1386 شیرخند.

سال 1386 به علت بارش برف و یخبندان خیلی شدید، شبیه خوانی شیرخند داخل شبستان حسینیه صاحب الزمان (عج) برگزار شد.

تیتراژ فیلم شبیه خوانی سال 1388 شیرخند.

 

تیتراژ فیلم شبیه خوانی محرم سال 1388 شیرخند.

برای دیدن کلیپ بر روی لینک کلیک بفرمایید.

https://www.4shared.com/video/roIZQW2Yba/shabi_shirkhond__1388.html

هیئت عزاداری حسینی روستای کبودان به روایت تصویر.

 هیئت عزاداری حسینی روستای کبودان به روایت تصویر.

تصاویر مربوط به روز هفتم محرم است.

 با تشکر از جناب ( محاش )

 

تمرین تعذیه خوانی در حسینیه چهارده معصوم ع شیرخندیهای مقیم مشهد مقدس.

 تمرین تعذیه خوانی در حسینیه چهارده معصوم ع شیرخندیهای مقیم مشهد مقدس.

شب جمعه این هفته 3 نفر از نقش آفرین های تعزیه خوانی شیرخند در محل حسینیه شیرخندیها تمریت کردند. این 3 نقش عبارت است از دو طفلان حضرت زینب س و حضرت سکینه س.

 

برای دیدن تمرین ها روی لینک های زیر کلیک بفرمایید.

 https://www.4shared.com/video/8hkFTEMtce/20151015_201453.html

https://www.4shared.com/video/h-2L5kOwce/20151015_200713__2_.html

اولین سالگرد نوگل پرپر شده کربلاییه محدثه اشرفی

اولین سالگرد نوگل پرپر شده کربلاییه محدثه اشرفی

بسم الله الرحمن الرحیم

باسلام مراسم اولین سالگرد نوگل پرپر شده کربلاییه محدثه اشرفی در حسینیه صاحب الزمان شیرخند برگزار شد در این مراسم حجة الاسلام والمسلمین شيخ حسین مسعودی پیرامون اثار و برکات گریه بر سیدالشهداء به ایراد سخن پرداختند در پایان مراسم کلیه اهالی شیرخند بر سرسفره اطعام امام حسین علیه  السلام پذیرایی شدند مهمانانی از روستاهای نوزاد و کبودان هم دراین مراسم حضورداشتند

 

فواید بی نظیر نوشیدن آب در حال ناشتا

فواید بی نظیر نوشیدن آب در حال ناشتا

 

یکی از بهترین عادات سلامتی که می توان روزانه انجام داد، نوشیدن یک لیوان آب هنگام ناشتاست. شاید این نکته چندان مهم به نظر نرسد اما نوشیدن آب درست بعد از بیدار شدن از خواب بهترین زمان روز است تا این مایع بسیار ویژه به بدن برسد.


 

 

هنگامی که شب در خواب هستید، بدن عملکردهای مهمی را تحت کنترل دارد تا سلول های آسیب دیده را ترمیم کند و یک پاکسازی درونی انجام می دهد تا مواد سمی بدن دفع شوند. به همین دلیل است که آب نقش بسیار مهمی در زمان بیدار شدن از خواب دارد.

 نوشیدن یک لیوان بزرگ آب در صبح دفع مواد زائد را که طی شب توسط فعالیت دستگاه لنفی از دیگر مواد جدا شده اند را تسهیل می کند.

بسیاری از افراد هنگام صبح تمایل به مصرف دیگر نوشیدنی ها دارند در حالی که بهترین مایعی که توصیه می شود آب است زیرا خواص بی شماری برای بدن دارد.

محافظت از پوست

 مصرف آب در حال ناشتا می تواند سلامتی و زیبایی پوست را تحریک کند. در واقع، بدن ما برای اینکه به طور صحیحی فعالیت خود را در صبح آغاز کند به رطوبت کافی نیاز دارد.


 با نوشیدن یک لیوان آب هنگام بیدار شدن، سلول های پوست تقویت می شوند و مواد سمی تجمع یافته در آنها از بین می روند. همچنین به حفظ حالت کشسانی پوست نیز کمک می شود تا مدت طولانی تری جوان و بدون چروک بماند. 

تاثیری مشابه داروهای مدرن 

بسیار مهم است تا برای دفع مواد سمی و زائدی که در کلیه ها تصفیه شده اند، عملکرد سیستم لنفاوی تحریک گردد که نوشیدن کافی آب می تواند مؤثر باشد. در این صورت مواد زائد جمع شده در کلیه ها از بین می روند زیرا دفع مواد سمی از طریق ادرار تحریک می شود.

تامین رطوبت سیستم لنفاوی

نوشیدن آب در حال ناشتا یکی از مهم ترین توصیه های تامین رطوبت سیستم لنفاوی است و از خستگی غدد فوق کلیوی جلوگیری می کند. این غدد مسئول تولید کورتیزول است که هورمون مؤثر در برابر مقابله با استرس است. 

بهبود عملکرد دستگاه گوارش 

اگر بعد از بیدار شدن از خواب آب بنوشید،‌ دستگاه گوارش را تحریک کرده اید زیرا به دفع مواد سمی کمک می شود، حرکات روده ها تسهیل می گردد و برای دریافت مواد غذایی و انجام فعالیت گوارشی آماده می شود. 

تسریع متابولیسم

مصرف آب یکی از روش های کلیدی برای تضمین عملکرد مطلوب سیستم کلیوی است. کلیه های مسئول تغییر حالت چربی به انرژی هستند و مانع از تجمع چربی در بدن می شوند.

 زمانی که آب به اندازه کافی به بدن نرسد، این وظیفه منحصرا به عهده کبد خواهد بود که ممکن است دچار بیماری های مختلفی شود و کندی عمومی متابولیسم را در پی داشته باشد.

بهبود بازده جسمانی 

مصرف آب برای تضمین حرکات مفاصل، ماهیچه ها و لیگمان ها بسیار مهم است. توصیه می شود هر روز صبح آب نوشیده شود تا رطوبت کافی به بدن برسد و انرژی روزانه تامین شود.

 افرادی که به طور منظم فعالیت ورزشی انجام می دهند باید مقدار بیشتری آب بنوشند تا کاهش آب بدن طی تمرینات جبران شود.

پیشگیری از عفونت های ادراری

نوشیدن آب در حال ناشتا خطر ابتلا به عفونت های ادراری را کاهش می دهد. زمانی که رطوبت کافی بدن تامین نشود و مایعات کافی به کلیه ها نرسد، احتمال اینکه عفونت های ادراری بروز کند بیشتر می شود.

مقابله با احتباس آب

احتباس آب مشکلی است که در پی افزایش زیاد سدیم و دیگر عوامل مرتبط با تغذیه در بدن ایجاد می شود. نوشیدن آب دفع مایعات جمع شده در بدن را تسهیل می کند که در این صورت مانع از تورم بدن و پیشگیری از ابتلا به بیماری های مختلف می شود.

کاهش بسیاری از دردها

مصرف آب با کاهش علائم و دردهای مرتبط با بیماری هایی مانند آرتریت، ناراحتی قلبی عروقی، آسم، برونشیت، اختلالات کلیوی، یبوست، سندروم پیش از قاعدگی و میگرن همراه است.

تنظیم درجه حرارت بدن

 نوشیدن آب در حالت ناشتا دمای بدن را تنظیم می کند که در این حالت انتقال مواد غذایی و اکسیژن به سلول ها بهبود می یابد.

به خاطر داشته باشید که ...

گرچه فواید نوشیدن آب در حالت ناشتا بسیار است اما کافی نخواهد بود. در واقع، باید حتما در طول روز حداقل دو لیتر آب نوشیده شود تا خواص این ماده حیاتی ادامه یابد.

مصرف بیش از حد آب نیز توصیه نمی شود زیرا برای عملکرد صحیح کلیه ها مضر خواهد بود. گرچه آب برای بدن عالی است اما زیاده روی در مصرف آن می تواند رطوبت بیش از حد و نارسایی کلیه ها را در پی داشته باشد.

برای اینکه مطمئن باشید مصرف آب در طول روز کافی بوده است باید وزن بدن را بر 30 تقسیم کنید تا مقدار آب به لیتر مشخص شود. شخصی که 50 کیلو وزن دارد باید روزانه 2 لیتر آب بنوشد

تشیع جنازه مهاجر الی الله مرحوم حاج میرحسن همایونی

 تشیع جنازه مهاجر الی الله مرحوم حاج میرحسن همایونی 

بسم الله الرحمن الرحیم
 یه گزارش خبرنگار افتخاری وبلاگ: تصاویر مربوط به تشییع جنازه مهاجر الی الله مرحوم حاج میرحسن همایونی  در شهر زهان  و روستای همایون می باشد مراسم  تشییع جنازه امروز ساعت 9 صبح در حال حزن و اندوه بر روی دستان مردم منطقه در شهر زهان آغاز شد و به سمت روستای همایون زادگاه مرحوم همایونی ادامه پیداکرد مراسم که حال و هوای محرم را به خود گرفته بود با رعزاداری و نوحه خوانی مداحان اهلبیت علیهم السلام و انزجار مردم از آل سعود همراه بود در این مراسم فرماندار , فرماندهی انتظامی و فرماندهی سپاه شهرستان زیرکوه, مسؤول بعثه ی رهبری درخراسان جنوبی و دیگر مسوولین ادارات حضورداشتند.
یادآور می شود روستای همایون 6 کیلومتر قبل از شیرخند است.

 qGVDa

20gvG

tP2Nq

Pt5F0

yNQxR

zrdpb

xApSV

FblY5

mZ8R2

SmIPL

با تشکر از خبرنگار افتخاری وبلاگ جناب (محاش)

پیکر شادروان حاج حسن همایونی در زیرکوه تشییع شد   

 

پیکر شادروان حاج حسن همایونی در زیرکوه تشییع شد                    

در آستانه ماه محرم و با حضور پرشور مردم و مسئولان، پیکر شادروان حاج حسن همایونی بر دستان مردم زیرکوه تشییع و در زادگاهش به خاک سپرده شد.                    

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری فارس از زیرکوه، با ورود پیکر یکی از جانباختگان حادثه منا، امروز شهرستان زیرکوه قبل از آغاز محرم شور حسینی به خود گرفت.

 امروز مردم داغدار و عزادار این شهرستان میزبان آلاله‎ای گلگون کفن از سرزمین وحی بودند که در حادثه منا به دیدار معبود خود شتافته بود.

پیکر شادروان حاج حسن همایونی از قربانیان فاجعه منا، صبح امروز بر دستان مردم خداجو و ولایتمدار شهرستان زیرکوه و شهر زهان در این شهر تشییع و به زادگاهش روستای همایون انتقال یافت.

پیکر آن مرحوم در میان حزن و اندوه و ناله‎های فرزندان و همشهریانش در روستای همایون تشییع و پس از اقامه نماز در قبرستان این روستا در خانه ابدی آرام گرفت.

گفتنی است پیکر شادروان همایونی به محض ورود به زادگاهش روستای همایون، برای وداع با فرزندان به منزلش انتقال و با قربانی کردن گوسفند از قربانی منا استقبال شد.

در مراسم تشییع شادروان همایونی، موهبتی مشاور استاندار، حجت‎الاسلام اوحدی مدیر دفتر نماینده ولی فقیه در حج و زیارت استان، فرماندار شهرستان و جمع کثیری از مسئولان استانی و شهرستانی حضور داشتند.

حجت‎الاسلام اوحدی در مراسم خاکسپاری آن مرحوم با اشاره به حادثه منا، اظهار داشت: حادثه منا در یک بعد نشانه بی‎کفایتی آل سعود است و در بعد دیگر، این یک حادثه مدیریت شده از جانب استکبار جهانی و مزدورانش برای منزوی کردن حج بود.

وی با بیان اینکه آل سعود نسل اندر نسل یهودی زاده‎اند، گفت: امروز آل سعود حقیقتا آل یهود هستند و عربستان نوکر و اجیر شده آمریکا و آل یهود در منطقه خاورمیانه است.

این مسئول با بیان اینکه حج برای ایران اهمیت خاصی دارد و در ایام حج مسلمانان دیگر کشورها با انقلاب ایران آشنا می‎شوند، خاطرنشان کرد: هدف دشمنان این بود که با این عمل مردم را نسبت به حج بدبین کنند.

 منبع خبر:سایت صاحب خبر

جلسه برنامه‌ريزي مراسم تشييع پيكر مرحوم حاج حسن همايوني ازجان‌باختگان فاجعه منا برگزار شد

 

برنامه‌ريزي مراسم تشييع پيكر مرحوم حاج حسن همايوني ازجان‌باختگان فاجعه منا برگزار شد

به گزارش روابط عمومي فرمانداري شهرستان زيركوه ظهر امروز جلسه برنامه‌ريزي مراسم تشييع پيكر  مرحوم حاج حسن همايوني  كه در  فاجعه منا جان به جان آفرين تسليم كرد با حضور خانزاده فرماندار و جمعي از مديران دستگاههاي اجرايي شهرستان برگزار شد .

 خان زاده با بيان اينكه فاجعه خونبار منا، بار دیگر بر ضعف و ناتوانی و بی‌کفایتی دولتمردان سعودی در اداره حرمین شریفین صحه گذاشت و نشان داد که کشورهای مسلمان برای پایان دادن به چنین اوضاع نابسامانی، باید تدابیر اساسی بينديشند افزود: این حادثه بدون‌شك بی‌کفایتی آل‌ سعود در مدیریت حج را نشان داد و این انتظار از سازمان‌های بین‌المللی وجود دارد که ضمن تذكر به آل سعود، برای مدیریت حج  نيز تدبیری اندیشیده شود.

در ادامه جلسه ، برنامه ريزي لازم براي برگزاري هر چه باشكوهتر مراسم مذكورانجام گرفت و در صورتی که همه چيز  طبق برنامه ریزی صورت گرفته انجام شود  پیکر آن مرحوم چهارشنبه  صبح ساعت هشت و نيم در شهر زهان و سپس در روستاي همايون تشييع خواهد شد.

 

 منبع:سایت فرمانداری زیرکوه

دل نوشته ای انتقادی از محمدامین رضایی

 

 دل نوشته ای انتقادی از محمدامین رضایی

بسمه تعالی
وقتی عکس های وسایل تیکه پاره شده پارک را در داخل قبرستان دیدم با خودم گفتم چند کلمه ای درد دل بنویسم کاری ندارم که حرفم به مسولین ذی ربط خواهد رسید یانه
مهم این است که من حرفم را گفته ام



این است جنس بچه های روستایم

پارکشان قبرستان

سرگرمیشان زمین خاکی پر از سنگ

و هیجانشان پاهای زخمی بعداز فوتبال

نه کتابخانه ای است برای مطالعه و نه سرگرمی برای  گذران اوقات فراغت


آقای بخشدار بچه های روستا را فراموش نکنید مجاهدان آینده انقلاب همین بچه های روستایی مناطق محروم هستند


جاده دوبانده زهان را بکشید، بوجه های ملیونی را خرج مسطح کردن شهر زهان بکنید

ولی خواهشا برای یک شهر۵۰۰ نفری به اندازه یک شهر ۵۰۰۰ نفری خرج و صرف نکنید

عدالت اجتماعی این نیست که بوجه های بیت المال در زهان متمرکز شود چون بعضی از مسولین رده بالای استانی یا کشوری ازآنجا هستند!!!

وقتی طرحی برای افتتاح ندارید خواهشا برای خالی از عریضه نبودن و بروکراسی های اداری طرح های افتتاح شده را دوباره افتتاح نکنید
اگر چه مشکل قطعی آب هم با باند قرمزی که شما پاره کردید حل نشد


آقای بخشدار به جای این همه خرج های عمرانی درشهر زهان
فکری بردارید برای طرح های فرهنگی و ورزشی در روستاها تا غربت و نبود مکان های فرهنگی ورزشی اینقدر در روستاها مشهود نباشد

موفق باشید.............

یاعلی

محمدامین رضایی شیرخند 19|7|94

کوهپیمایی خانوادگی سیاه پوشان مادر

 کوهپیمایی خانوادگی سیاه پوشان مادر

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

مراسم ختم روز سوم فوت مادر در بعداز ظهر روز سوم شهریور به پایان رسید.شب پس از پایان مراسم ختم در مسجد جامع تعدادی از همشهریها و بزرگان برای تسلیت مجدد به منزل آقای محمد عبدالهی آمدند.خیلی از رسومات قدیم در روزهای از دست دادن بزرگی دیگر انجام نمی شود یا اگر هم برگزار گردد خیلی ضعیف برگزار می شود.مراسم فاتحه خوانی بعد از مسجد در شبها هم از جمله آن مراسمات است که خیلی ضعیف شده.چون مطلبی که درحال تحریر دارم برای به تصویر کشیدن یک مسیر کوهپیمایی است بیشتر از این به جزئیات آن مراسمات نمی پردازم.

بنده عادت دارم بیشتر روز ها اول صبح اگر امکان داشته باشد کوهپیمایی میروم یا اگر کوه نرفتم پیاده روی صبحگاهی را حتما از دست نمیدهم. پیاده روی و کوه پیمایی برای تنظیم فشارخون - اعصاب و روحیه شاد و بشاش بودن خیلی تاثیرگزار است.به توصیه دکتر برای درد و دیسک کمر باید کوهپیمایی و پیاده روی داشته باشم.خداییش هرزمان برنامه کوهپیمایی یا پیاده روری را ترک میکنم حداقل کمر درد و فشار خون و اعصاب خط خطی و بی حوصلگی به سراغم می آید.بیشتر از ده روز بود که نتوانسته بودم به  پیاده روی بروم. از طرفی هم چون تو این چند روزه فوت مادرم غذاهای نمکدار زیاد خورده بودم برای تنظیم فشارخون به پیاده روی نیاز شدید داشتم.

آخر شب هنگام خوابیدن منزل خواهرزاده ام آقای محمد حسین عبدالهی به اخوی بزرگم گفتم فردا من بعد از نماز صبح تا هنگام آماده شدن صبحانه به کوهپیمایی و پیاده روی میروم.همین که گفتم میروم کوهپیمایی تمامی خواهر زاده و برادرزاده های من به اتفاق گفتند ما هم می آیم.به شوخی گفتم: شماها از خواب بعد از نماز صبح نمی گذرید!!.تعدادی از گفته من کمی دلگیر شدند و برای اینکه ثابت کنند جدی می گویند به فکر کتری سیاه و گداجوش شدند.

دو نفر هم برای خرید تنقلات به مغازه کربلایی علی معصومی رفتند.این شد که پیاده روی تنهایی من تبدیل به گروه کوهپیمایی 12 نفری شد.البته این کوهپیمایی جمعی یک حاشیه کوچک هم داشت. هنگام برگشتن از کوهپیمایی تعدادی از خانمها گفتند:مردم می گویند:اشرفیها به این زودی از مرگ مادرشان فراموش کردند و جمعی به تفریح رفتند. 

صبح زود قبل از طلوع خورشید همه آماده بودند.حتی اخوی بزرگم حاج عباس و اخوی کوچک حسن آقا هم که انتظار نمیرفت با ما همراه شوند هم آمادگی خود را برای کوهپیمایی اعلام کردند.هرکسی یک تیکه از وسایلهای کوهپیمایی را برداشتند.بزرگترین عضو گروه بیشتر از 65 سال سن و کوچکترین عضو گروه 14 سال سن داشتند.مسیر کوهپیمای را قله گدار آنیک که نزدیک ده بود انتخاب کردم.

این مسیر یادآور خاطرات زیادی برای من بود.از سن کمتر از 5 سالگی به یاد دارم بین شیرخندیها و شاخنی ها در کوه های تنگل شاخن و کوه لقمان دعوا رخ داده بود و تعدادی از مردم ازجمله مرحوم پدر من  از این مسیر با چهارپا برای شکایت از شاخنی ها به بیرجند می رفتند.حتی با اینکه من  بچه بودم و در دعوا نبودم ولی یکی از رجزخوانی های شاخنی ها را به یاد دارم که در برابر شیرخندیها می گفتند:شاخنی ام، چماقی ام،چوب میزنم غم نمیخورم،چوب میخورم خم نمیشوم.خاطرات دیگری  در سالهای 60 تا 63 دارم که برای کندن  و آوردن هیزم و چیدن سماروق(قارچ) به این کوه ها میرفتم.

گفته دیگری هم بین بزرگان هست که من شنیدم:در زمان ترکمن تازی پس از اینکه کتابخانه بزرگ شیرخند که کتابها و قرآنهای دست نویس هم داشته به آتش کشیدند و مسئول کتابخانه را هم گردن زدنند. مردم بعد از رفتن مهاجمین کتابها را برای اینکه اگر مجددا مهاجمین به شیرخند برگشتن بر پشت چهارپایان از این مسیر بردند به پشت گدار آنیک در محلی نا معلوم دفن کردند.

شروع کوهپیمایی

زمانی که حرکت کردیم هنوز برق ستون های کوچه ها خاموش نشده بود.اولین عکس را در زیر درخت اناب خودم که قبل از زلزله سال 90 داخل حیاط بود ولی حالا وسط خیابان در طرح هادی افتاده بود گرفتم.از جلوی حیاط های قدیمی کربلایی اسماعیل و کربلایی رحمان رد شدیم و از طریقه راه گدار آنیک از پی قلعه به راه خود ادامه دادیم.

هوا کمی خنک بود و بعضی احساس سرما می کردند. بیشتر اعضای گروه جوان و مقداری هم خام بودند. جوانها پر انرژی و خوشهال از اینکه فرستی پیش آمده که از دود و دم شهر مشهد بدور هستند با تند رفتن انرژی خود را بهدر میداند.ابتدای راه و سربالایی اول اخوی بزرگم حاج عباس نفس کم آوردن و مقداری عقب ماندند.

من برای اینکه همه با هم هماهنگ راه برویم چند مرحله به جوانها اخطار یواشتر رفتن را داده بودم ولی انگار گوشی شنوایی نبود.مقداری لحن صدایم را خشن تر کردم و با صدای بلند گفتم چند لحظه ای بایستید تا دایی عباس هم به شما برسند.حاج عباس گفتند:نه نیازی نیست من پا به پای  جوانها نمیتوانم راه بیایم خودم تنها تا سر گدار (چونگ کلاغ) میروم و به ده باز می گردم، شما بروید.

من از اینکه حاج عباس در ابتدای کوهپیمایی کم آوردند و به تنهایی از مسیر دیگر به راه خود ادامه دادند ناراحت بودم ولی راه حل دیگری هم به ذهنم نمیرسید. از پای گدار آنیک به گروه گفتم چون شیب تند است خیلی آرام و یواشتر برید که نفس کم نیاورید یا خسته نشید.نزدیک به کمر گدار آنیک، نرسیده به یال اول احساس کردم اخوی کوچکم حسن آقا هم دارد نفس کم می آورد چون جلوتر از همه بودن به ایشان گفتم کمی استراحت کنید بعد به راه خود ادامه دهید.ایشان گفتند نه تا سر یال کمر گدار آنیک چیزی نمانده ادامه میدهم.به سرِ یال اول که رسیدیم خورشید هم طلوع کرده بود شعاع و نورافشانی آن از پشت کوه های شرقی چشمها را نوازش میداد. همگی خسته شده بودند و با اشاره من که گفتم: در این مکان استراحت کوتاهی میکنیم. همگی ایستادند و نفس نفس زنان  هرکسی بر روی سنگی نشستند.

حسن آقا از خستگی بر روی زمین سنگ و لاخی دراز کشیدند تا نفس شان راسته شود.در این مکان بیاد مادرم و مادر بزرگ اعضای گروه فاتحه ای خوانده شد. پس از حدود ده دقیقه استراحت برای اینکه عضله ها نگیرد دستور ادامه کوهپیمایی را دادم. تا این نقطه دو نفر از اعضای گروه ریزش داشتن چون حسن آقا هم گفتند توان ادامه گوهپیمایی را ندارم شاید از این مکان تنهایی به ده بر گردم.

لطفا برای دیدن کلیپ کمر گدار آنیک بر روی لینک زیر کلیک بفرمایید.

https://www.4shared.com/video/xy0xuXJ9ba/__online.html

 

 شیب تند تا این مکان بود و از این به بعد تا سر گدار آنیک شیب کمتر است.از این نقطه گروه را به اختیار خودشان واگذار کردم تا با هر سرعتی که خواستند به سر قله برسند.چون به اختیار خود بودند از سر و کول همدیگر بالا میرفتند عکس میگرفتند و یواش یواش هم به سمت سر قله بالا میرفتند.بنده هم نزدیک به سرقله دو بوته سرزنگی برای درست کردن چایی از زمین کندم و به سرقله بردم. بیشتر بچه ها جلوتر از من به سر قله رسیده بودند.هر دو برادرم که از گروه بازمانده بودند هم یواش یواش هرکدام به تنهایی و از مسیرهای دلخواه، خود را به سرقله رساندند و جمع گروه کامل شد.

https://www.4shared.com/video/Ubj72NmMba/__online.html

از سر قله آنیک تمام بیابانهای شیرخند، کبودان،عباس آباد و زردان معلوم بود.طراوت صبحگاحی در گرمای خورشید تازه طلوع کرده رفته رفته کم میشد و هوای گرم و خشک جایگزین خنکی صبحگاهی میشد.زمانی که به سرقله آنیک رسیدیم اگر رو به شیرخند می استادیم سمت راست بدن که به سمت قله ماخورا بود خنکای طراوت صبحگاهی و سمت چب بدن که  به سمت کوه های کبودان بود گرمای خورشید را به خوبی احساس می کرد.

آتیش روشن شد و کتری سیاه و گدا جوش پر از آب شیرین قنات شیرخند کنار آتیش گذاشته شد.بوی دود و گرمای آتش حس شادابی به انسان میداد.اگر همین هیزم در کوچه یا مکانی سربسته در روستا یا شهر روشن می شد دود آن بسیار آزاردهنده بود ولی در این مکان و زمان شادی بخش بود.اعضای گروه دور آتیش جمع شده بودن و شوخی و مزه پرانی میکردند. من به چهار طرف نگاه مهندسی می کردم که ببینم ادامه مسیر را از کدام طرف داشته باشیم.چشمم به گله گوسفندی در پایین تگ فارسی افتاد که چوپان های آن بر سر قله ای اطراق کرده بودند و دود آتش صبحانه آنها هم از دور معلوم بود.

به اعضای گروه گفتم: تا شما چایی را آماده می کنید من می روم ببینم رمه کیه اگر دوغ و کماچ داشت بگیرم.رمه آقای حسین بخشی بود. حدود ده دقیقه با چوپان و گماری آقای ابراهیم محمودی بودم. چایی چوپان آماده بود ولی کماچ هنوز نپخته بود و حدود نیم ساعت دیگر زوتر نمیپخت.مشک را هم هنوز نزده بودند.چون وقت زیادی نداشتیم و باید زوتر خودمان را به خانه میرساندیم. بعد از صبحانه احتمال میدادم کسانی برای عرض تسلیت و فاتحه خوانی بیایند. از چوپانها خداحافظی کردم.آقای بخشی گفتند زمانی که کماچ و دوغ آماده شد صدا میزنم تا یک نفر را برای گرفتن کماچ و دوغ بفرستید.

زمانی که به جمع گروه برگشتم چای را داخل استکانها ریخته بودن و آمده نوشیدن بود.پس از نوشیدن چایی و گرفتن عکس و سلفی به ادامه کوهپیمایی خود از سر یال های، تگ فارس و چای، ادامه مسیر دادیم.منظره های زیبایی بود تمام منطقه در دید ما بود و از آن مناظر بیشتر 35  سال می گذشت که ندیده بودم برای من لذت بخش بود.  

قبل از حرکت مجدد محمدحسین را برای گرفتن کماچ و دوغ خدمت چوپان فرستادم و گفتم برو پایین تگ فارسی تا ما از سر کوهای فارسی و چای دور بزنیم و بیایم پایین کوه تا آنجا کماچ و دوغ ها را بخوریم.  در ادامه کوهپیمایی هم چون مسیر هموار بود بچه ها در اختیار خود بودن و از مسیری که تعیین کرده بودم میرفتند.سرکوه تگ فارسی به ناگاه دیدم تعدادی از بچه ها نشستند انگشت بر روی لاخ سنگی گذاشتن و فاتحه میخوانند.

تعجب کردم بیاد نداشتم که در این مکان قبر کسی باشد.رفتم جلو دیدم روی تخته سنگی نوشته آرامگاه مرحوم محمدتقی نیا.خیلی خنده ام گرقت. گفتم کی بوده که همچین شوخی با آقای تقی نیا کرده!!! پایین کوه از محمدحسین پرسیدم که جریان سنگ قبر چی بوده؟ایشان گفتند زمانی آقای تقی نیا با رمه بوده برای سرگرم کردن خود اسم خود را روی تخته سنگ یادگاری نوشته و تاریخ گذاشته. چند وقت بعد کس دیگری از شوخی (آرامگاه مرحوم) را به جلوی نوشته اضافه کرده.

نزدیکی سرازیر شدن به تگ فارسی تخمه و پفک ها را رو تقسیم کردند.پیر و جوان و نوجوان پفک میخوردند.

به پایین یال تگ فارسی که رسیدیم محمدحسین نصف کماچ و یک بطری خانواده از دوغهای چوپان را آورده بود.به هر نفر یک تیکه کماچ و یک استکان دوغ رسید.خیلی چسبید.

https://www.4shared.com/video/YbLKM4gYce/__online.html

با خوردن کماچ و دوغ رمه، آقای حسین بخشی پایان کوهپیمایی را اعلام کردم که هرچه سریعتر برسیم به ده چون امکان داشت تعدادی از همشهریها برای عرض تسلیت بیان.در مسیر از میان جنگل درختان بادام و پسته که قبل از خشکسالی های پی درپی توسط مرحوم شیخ معصوم مسعودی کاشته شده بود عبور کردیم.مرحوم شیخ معصوم برای کاشت این جنگل در طی سالیان دراز زحمات زیادی کشیدند.ایشان با اینکه روحانی روستا بودند و باید برای شبهای ماه های رمضان و محرم و برنامه های دیگری که در طول سال به مناسبت های مختلف بود مطالعه میکردند ولی هیچ وقت از این درختان غافل نمیشدند و همیشه در مسیر ده و این جنگل دست ساز بودند.بیاد دارم زمانی که این درختان را می کاشتند از ده بر پشت خود آب برای ریختن به پای نهال ها می بردند که نهال خطا نداشته باشند.

در مسیر محمدحسین در زمینهای پل شورو ما را به خوردن هندوانه دیمه دعوت کرد.با اینکه مقداری دیر شده بود ولی نمیشد این دعوت را رد کنیم.

حدود 1000 متر جلوتر هم در زمینهای باغ استاد عبدالله داخل تاک های انگور آقای محمد عبدالهی رد میشدیم که بدون دعوت به خوردن انگور مبادرت نمودیم.

 پایان

چراغ لامپای

 خدا رحمت کند یادشان گرامی

 

خیلیها زیر  نور این چراغها

آیت الله شدند

دکتر شدند

مهندس شدند

خلبان شدند

سیاسی شدند

میلیونها نفر هم زیر پرنور ترین پروژکترهای امروزی هیچی نمی شوند.

 

جمله های زیبا

 

27.jpg

 

 

آماده سازي 100 جايگاه براي خشک کردن زرشک

آماده سازي 100 جايگاه براي خشک کردن زرشک

مشتاق – امسال 100 جايگاه براي خشک کردن محصول زرشک استان تهيه و آماده سازي شد.

مدير صنايع کشاورزي جهاد کشاورزي خراسان جنوبي گفت: امسال 100 جايگاه زرشک خشک کني در استان براي خشک کردن محصول زرشک تهيه و آماده استفاده شده است که در اين جايگاه هاي بهداشتي زرشک ، خشک کردن محصول از حالت خرمني به حالت نيمه صنعتي تبديل مي شود .

به گزارش واحد مرکزي خبر ،مودي افزود : جايگاه هاي بهداشتي با ستونهاي فلزي و سيم کشي مناسب آماده مي شود که محيطي براي خشک کردن با کيفيت زرشک و به دور از هر گونه آلودگي است و اين جايگاه هاي بهداشتي ، داراي ارتفاع مناسب و تهويه کافي براي خشک کردن زرشک هستند .

منبع:خراسان جنوبي - مورخ پنج‌شنبه 1394/07/16 شماره انتشار 19089

فیلم محمد رسول الله (ص) در شهرستان زیرکوه اکران می شود.

 

آبیز بلاگ نوشت:

فیلم محمد رسول الله (ص) در شهرستان زیرکوه اکران می شود.

به همت ناحیه مقاومت سپاه زیرکوه فیلم سینمایی محمد رسول الله ساخته مجید مجیدی هفته آینده در زیرکوه اکران می شود.
این فیلم به صورت دیجیتال و با کیفیت اصلی سینما در سالن ورزشی ناحیه مقاومت سپاه زیرکوه به روی صحنه خواهد رفت.
گفته می شود هزینه تهیه بلیط این فیلم دیدنی برای بسیجیان شهرستان 2 هزار تومان در نظر گرفته شده است.
ادارات و نهادهای دولتی نیز می توانند جهت رزرو و نمایش این فیلم جهت پرسنل خود با شماره (09153625900) آقای سلحشور تماس حاصل فرمایند.
فیلم محمد رسول الله ،بزرگترین پروژه سینمایی تاریخ ایران اسلامی که این روزها چشم جهانیان را به خویش معطوف داشته است و هر روز اشتیاق تماشای آن در میان مسلمانان جهان بیشتر می شود.
این فیلم از محاصره مسلمانان در شعب ابی طالب آغاز می شود و به پیش از تولد پیامبر اسلام باز می گردد.
در این فیلم مخاطب شاهد وقایعی است که پیش از تولد پیامبر اسلام تا 12 سالگی آن حضرت را در بر می گیرد. صحنه های وفات مادر مکرمه رسول اکرم در روستای ابواء و صحنه های مربوط به دوران شیرخوارگی و خردسالی پیامبر در روستای سعدیه هم از دیگر بخش های فیلم است.
فیلم محمد با اولین سفر پیامبر به شام و رسیدن به صومعه بحیرا به پایان می رسد. «بحیرا» نیز همان راهب مسیحی است که درباره ظهور آخرین پیامبر به جناب ابوطالب بشارت می دهد.
البته فیلم مجیدی به اندازه کافی چهره سرشناس دارد که کارنامه هر کدام ایشان برای اشتیاق هرچه بیشتر به تماشای فیلم کافی است.

تصاویر دیده نشده از آیین حج در ۷۰ سال قبل

 

تصاویر دیده نشده از آیین حج در ۷۰ سال قبل

با گذشت 14 قرن از ظهور اسلام همه ساله مسلمانانی از سراسر زمین برای انجام مناسک حج عمره و تمتع راهی عربستان می شوند. در گذشته های نه چندان دور زائران با امکانات اولیه و تحمل مسیرهای دور و طولانی با وسایل گوناگون خود را به سرزمین وحی می رساندند.

با مرور تاریخ و در نظر گرفتن امکانات موجود در هر مقطع تاریخی شاید بتوان تصور کرد گروه های زائر خانه خدا چه مشقاتی را باید پشت سر می گذاشتند تا خود را به مکه و مدینه برسانند.

امروزه اما با پیشرفت صنایع هوایی مسیرهای طولانی چند روزه را می توان چند ساعت پیمود و جمعیت زوار از هزاران نفر به میلیون ها نفر می رسد.

تا 30 سال قبل بافت قدیمی مکه و مدینه تقریبا دست نخورده باقی مانده بود. بلندپروازی های حاکمیت آل سعود تغییرات اساسی در فضای تاریخی عربستان به خصوص در مکه و مدینه ایجاد کرد و این شهرهای مذهبی، با آسمانخراش ها و ساختمان های مدرن تغییر شکل داد.

تصاویر پیش رو برگرفته از مجله نشنال جئوگرافی می باشد که در سال 1332 از انجام اعمال حج تهیه شده است. با نگاهی به این تصاویر می توان سادگی و بی آلایشی زائران را مشاهده کرد. همچنین بخشی از تاریخ اسلام که در معماری و دیگر ابنیه مذهبی موجود در این شهرها بود، به عنوان گوشه ای از سیر تحولات اسلام بود که امروزه بسیاری از این آثار تخریب شده است.

 
alt

سفر بسیاری از زائران به مکه از طریق کشتی بود، در آن روزها مسافرت هوایی هنوز در مراحل اولیه خود بود و به شکل امروزی به طور گسترده در دسترس عموم نبود
 


alt

برای کسانی که تمکن مالی داشتند، در قالب گروه های کوچک امکان پرواز از کشورهای نزدیک مهیا بود
 


alt

مثل امروز، اتوبوس های اولیه در آن روزها وسیله ای برای جابجایی زائران بود
 


alt

بر اساس موازین اسلام تنها مسلمانان اجازه ورود به شهر مکه و مدینه را دارند. تابلوی ورودی مکه نشان از این حکایت دارد
 


alt

خانه ها و هتل های قدیمی در خارج از محیط مسجد الحرام در آن سال ها پابرجا بودند. بسیاری از این ساختمان های تاریخی به دستور حکومت آل سعود برای توسعه مسجدالحرام تخریب شدند
 


 alt
 
یک خیابان شلوغ در مکه. سبک معماری عثمانی در مناره های مساجد دیده می شود
 


alt

یکی از ورودی های مسجدالحرام
 


alt

زائران در مقابل یکی از ورودی های مسجدالحرام
 


alt

نمایی از کعبه و منطقه مطعف. از آسمانخراش ها و هتل های طبقاتی خبری نیست!
 


alt

نمایی نزدیک از کعبه
 


alt

همچنین در آن روزها زائران اجازه ورود به داخل کعبه را داشتند
 


alt

انجام اعمال طواف در آن روزها آسان تر از امروز بود
 


alt

غرفه های بازار نزدیک مسجدالحرام
 


alt

بازار دستفروشان
 


alt

استراحت حجاج و کشیدن قلیان
 


alt

اسب و کالسکه برای جابجایی مورد استفاده قرار می گرفت
 


alt

زائران حق انتخاب قربانی را داشتند
 


alt

زائران قربانی را همراه خود نگهداری می کردند
 


alt

از الاغ برای حمل گوشت قربانی استفاده می شد
 


alt

برای پخت و پز در صحرای منا از چوب استفاده می شد

 


alt

اقامه نماز در کنار کاروان شترها
 


alt

چادرهای قدیمی که در عرفه برپا شدند

 


alt

رمی جمرات
 



alt

حاجیان برای تراشیدن موی سر به یکدیگر کمک می کردند
 


alt 

برای فرار از گرما نوشیدنی های خنک در دسترس بود

دخترروستایی(دو بیتی های جدید از محمد امین)

 

«دخترای روستایی»

 

چند دوبیتی تقدیم به دخترای بزرگوار روستایی کشورم که درسادگی و نجاب و عفت و...الگوشون حضرت زهرا (س) هستند

«۱» 

دخترا گرچه مهربان و عشق بابایی ست*

اما پراز پیچیدگی های معمایی است*

ساده،کمی عاشق ولی قانع*

این خصلت یک دختر زیبای روستایی است

«۲»

از چادر مشکیت حیا سرریز است

از رنگ زرشکیت حیا سرریز است

ای دختر روستایی پُر ز حیا

لبهای تمشکیت.....حیا سرریز است

{{۳}} 

هم مروه و هم صفاست در چشمانت

لبریز غم و دعاست در چشمانت

چشمان پُراز حیا و عفت داری

گویی که خود خداست در چشمانت

«۴» 

این یه واقعیته که خلاف دین و عقل است دین میگه پدر مشورت میده و خطرات و عواقب را نشون دختر میده تادختر احساسی تصمیم نگیره ولی حق نداره اون را مجبور کنه به یه انتخاب اجباری....این یه واقعیته مخصوصا در روستاها....هر میخواد بدش بیاد بیاد....ان شاالله یه روز بیاد که از این اتفاقا نیفته...

 

یک مرد اجباری بدون عشق

مشتی گرفتاری بدون عشق

وقتی که حق انتخابی نیست

یک عمربیزاری بدون عشق

«۵»

اینم خطاب به دخترایی که ازدواج کردن.....خیلی هوای زندگیتون راداشته باشید

دختر هوای زندگیت کم نفس شده

لجبازیت زیاد و خدایت هوس شده

در این هوای خانه کمی عشق و گل بریز

بی عشق خانه ات چقدر پر قفس شده

یاعلی 

محمدامین رضایی شیرخند